ترس از خداوند در ارتباط مستقیم از اوست.اطاعات ممکن است در وهلهء اول سخت به نظر آید اما پیامدهای نا اطاعتی همیشه بسیار سختر از عمل اطاعت است.
ما در همه حال از الطاف الهی بهره می بریم و همین لطف و رحمت اوست که ما را قادر می سازد تا از صمیم قلب او را اطاعت نماییم.
هرچی بیشتر درباره ی خدا براساس کلام وحی او مطالعه و بررسی کنیم, بخش عظیم تری از وجود نامتناهی او را خواهیم شناخت.
هرچه درک ما از عدالت, حکمت و وفاداری و محبت او عمیقتر باشد, اطاعت از او آسان تر خواهد نمود.
ترس خداوند در زندگی ما هنگامی آشکار میشود که اطاعتی محض, شادمانه و بی درنگ از او داشته باشیم.
هر چیز دیگری غیر از این نا اطاعتی است.اطاعت با تاخیر, اطاعت جزیی نا اطاعتی است. غرلوند و شکایت در انجام آن چه خدا از ما خواسته است هم نا اطاعتی است.
دو عاملی که دست در دست یکدیگر دارن و ما را به اطاعتی عمیق و شیرین از او رهنمون می سازند, کسب شناختی واقعی از وجود او بر اساس کلام الهی است.
شناخت ما از خداوند تا چه اندازه است؟
در هر سطحی از شناخت او که هستیم باز هم برای رشد دیر نست. تنها کافی است کمی از طلای خود را در پای او بریزیم!
منظورم وقت ماست.
ما نباید دستورات خدا را طبقه بندی کنیم چون همه دارای ارزشی برابر هستند چرا که مهم اطاعت کردن از او به خاطر وجود شیرین خود اوست. چه در بزگترین احکام و چه در کوچکترین احکام.
بعضی از ما شاید پیش خود اینگونه فکر کنند:(( اگر فقط من و خدا در این جهان بودیم بسیار آسان بود که درست مطابق هدایت های او در زندگی کنم, ولی وقتی پای خیلی آدمهای دیگر هم در میان است....اوضاع فرق می کند و اطاعت کردن سخت میشود))
اما خدا می خواهد بداند که ما برای کدام یک زندگی می کنیم؟ او یا دیگران؟؟!